اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000
هو
...
در نزد اهل حقیقت و طبیبان روح تکمیل ناقصین به دو چیز متصور است یکی تخلیه ودیگر تحلیه،

که گاهاً تخلیه را تزکیه و تحلیه را تبصره نیز گویند...

چنانکه برای درمانِ مرض جسمی هم توصیه میشود به تنقیه و تقویه...

پس حقیقت عرفان، ابتدایش جدا کردنِ عارف است ،

ذاتِ خود را از جمیعِ خصوصیات و اموری که باز می دارد او را از

ملاحظهء عظمت و جلال حق...

بعد از آن تکاندن آثار آن اشیاست مثل میل و التفات به آنها از ذات خود،

تا تجرد از ماسوای حق و اتصال به حق کامل گردد...

و بعد از آن ترک نمودن طلب کمال است از برای خاطر ذات خود،

و بعد از آن ترک نمودن ذات است بالکلیّه و عدم التفات است به سوی آن مطلقاً و اصلاً.

بدانکه این چهار مرتبه که ذکر شد مراتب تخلیه است...

و اما تحلیه،

هرگاه سالک به کلی از ذات خود منقطع گرددو اتصال معنوی در میانهء او و محبوب حقیقی تحقق پذیرد،

هر قدرتی را مستغرق در قدرت او می بیند به نحوی که هیچ مقدوری از حیطهء آن خارج نیست

و هر عملی را مستغرق و مستهلک در علم او دیده به نحوی که غایب نیست

از او شیئی از اشیاء و هر اراده ای را مستغرق می بیند در ارادهء او که ابا نمی تواند

از او ممکنی از ممکنات بلکه هر موجودی را می بیند،که از او صادر است و از نزد او فایض است.

پس به حق می بیند آنچه را که می بیند و به حق می شنود آنچه را که می شنود

و به حق می کند آنچه را که می کند و به حق می داند آنچه را که می داند و به حق موجود و هست می شود...

پس متخلق می شود عارف بصیر به اخلاق خداوندی چنانکه از مشکات نبوت وارد است

( تخلّقوا باخلاق الله) و مراد از اخلاقِ خدا صفات اضافیه و تنزلات صفات حقیقیه اوست...