اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

222 *** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000 خوش دل از آنم که مرا نام نیست نام نباشد به سر اوهام نیست... ه ی چ

مشتاق گل از سرزنش خار نترسد

حیران رخ یار ز اغیار نترسد

عیار دلاور که کند ترک سر خویش

از خنجر خون ریز و سر دار نترسد

آنکس که چو منصور زند لاف انا الحق

ازطعنه نا محرم اسرار نترسد

ای طالب گنج وگهر از مار میندیش

گنج وگهر آن برد که از مار نترسد

گر بی بصری می کند انکار من از عشق

سهل است وچه غم عاشق از این کار نترسد

درعشق چو بیم سر وجانست ولیکن

ای دلبر از اینها دل عیار نترسد

اندیشه ندارم زرقیبان بد اندیش

از خار جفا عاشق گلزار نترسد

در سایه فضل ایمن از ‌آ ن است نسیمی

کان شیردل از پنجه کفتار نترسد


سیدعمادالدین نسیمی(سید علی) عارف قرن هشتم

سید را در شهر خلب کشتند و پوست از تنش باز کردند


در سال ۱۴۱۷ میلادی و در شهر حلب بر سر پایبندی به عقایدش زنده زنده پوست بدنش کنده شده و سپس بدن مبارک این انسان آزاده ،تکه‌تکه شده تا درس عبرتی برای شاگردان و همفکرانش شود.

و قطعات از جسد اورا برای برادرانش فرستاند....


زاهدین بیر بارماغین کسسن دونر حق دن کئچر

گور بو میسکین عاشیقی سربا سویورلار آغلاماز


اگر انگشت یک زاهد بریده شود، توبه کرده و از حق می‌گذرد - اما این عاشق مسکین را ببین که پوستش از سر تا به پا کنده شده ولی دم نمی‌زند. این بیت اشاره به این موضوع دارد که وقتی نسیمی را می‌خواستند در ملا عام بکشند یک روحانی به مردم گفت که نسیمی چنان نجس است که اگر یک قطره از خون او به بدن کسی بچکد باید آن قسمت از بدن را ببرند. از قضا مقداری از خون نسیمی به انگشت او خورد. اما زاهد به لکنت افتاد و حرف خود را پس گرفت.







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic