اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000 <خوش دل از آنم که مرا نام نیست. "نام" نباشد به سر" اوهام" نیست.ه ی چ
 ( إستَفت قلبک و إن أفتاك المفتون )از دل خود بپرس اگرچه مفتیان فتـوی دهند...


خداونـد صوفیه را از صفاتشان تصفیه کرد و آنان را صافی گردانید، پس آنان صوفی نامیده شـدند 

و این همه، به واسطۀ زهدـ یعنی اعراض از غیرخداـ و فقرـ یعنـی رسـیدن بـه نیسـتی وعدم حاصل شود

ـ راه رسیدن به این فقر به تعبیر جنید، ادراك وقـت اسـت، یعنـی از گذشته و آینده به در آمدن

به تعبیر حقیر

کثرتت در وحدتی پامال کن

ماضی و مستقبلت را حال کن

«تا از خودپرستی فارغ نشوی، خداپرست نتوانی بودن، تا بنده نشوی آزادی نیـابی،

تـا پشت بر هر دو عالم نکنی، بـه آدم و آدمیـت نرسـی، و تـا از خـود بنگریـزی، بـه خـود درنرسی،

 واگر خود را در راه خدا نبازی و فدا نکنی مقبول حضرت نشوی،

 و تا پـای بـر همه نزنی و پشت بر همه نکنی، همه نشوی و به جمله راه نیابی،

 و تا فقیـر نشـوی، غنـی نباشی، و تا فانی نشوی، باقی نباشی (تمهیدات)



«. هر که را مفتی دل است، او متّقی و سعید اسـت و هـر کـه را مفتـی نفس است، او خاسر و شقی است »


از نظر عین القضات، مذهب اهل دل

 مذهب خداست «: چون خـدا را بینند لقای خدا دین و مذهب ایشان باشد »

 دین ماروی و جمال و طلعت شاهانه اسـت

 کفر ما آن زلف تار و ابروی ترکانـه اسـت

 وز شراب عشق او هر دو جهان میخانه است

از جمال خد و خالش عقل ما دیوانـه اسـت

روح ما خود آن بت است و قلب ما بتخانه است

هر که را ملت نه این است او ز ما بیگانه است


****
هو
                                                                                                          ***

گرچه برانی از بَرت، باز نگردم از دَرَت 

چون ز درِ عنایتت، یافته ام هدایتی...

(  درویش فخر الدین  همدانی)