اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000 <خوش دل از آنم که مرا نام نیست. "نام" نباشد به سر" اوهام" نیست.ه ی چ

این راز نهفته از نهان بیرونست
یعنی که خدا از دوجهان بیرونست
جانها زحق است حق زجان بیرونست
آن با نُقط است و نقطه زان بیرونست
شهر و وطن جان زجهان بیرونست
وز هر چه مثل زنی از آن بیرونست

تو خود دلِ خود ندیده ای،جان را کِی دیده باشی!؟
وچون جان را ندیده باشی خدارا چگونه دیده باشی
چون وقت باشد تورا در عالم الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ 
و جمله اسرار الهی را دردایرهء با بسم الله ویا در میم بسم الله به تو نمایند
پس عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ معلم تو شود این همه در دلِ تو منقش شود؛
دلِ تو لوح محفوظ شود
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِیدٌ . فِی لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ تو را خود گوید آنچه را که با روح الامین گفت
پس قطره ای از علمِ لدنی در دهان تو چکانند که علم اولین وآخرین بر تو روشن و پیدا گردد
«قطر‌قطره فی فمی. علمت بها علم الاولین و الأخرین»
این مقام باشد چنانکه انبیا و رسل پیک نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ علی قلبک بر کار بود
تو را نیز جذبة من جذبات الحق توازی عمل الثقلین در پیغام راه باشد
قلم الله خود با لوح دل تو بگوید آنچه گفتنی باشد و دل تو خود با تو بگوید آنچه باشد
این جمله آنگاه باشد که تو خادم و مریدِ دل باشی
چون دل پیر باشد وتو مرید
دل و مخدوم باشد تو خادم
و دل آمر باشد و تو مأمور؛آنگاه که این همه اهلیت در تو پدید آید دل تو را قبول کند
و تربیت کند تا کار تو به جایی رسد که جزا
ومزذ خدمت تو به تو رساند و ت با خود این بیتها گویی
بستم کمرِ عشق به نامِ دلِ خویش
بردم برِ دلبرم پیام دلِ خویش
حاصل کردم مراد دی خویش
ای من زمیان جان مراد دل خویش
با ش تا بدانی جان را به قلب چه نسبت است درونست یا بیرون.
روح با قالب متصل نیست و منفصل هم نیست و خدای هم این چنین
این بیت ها گوش دار
حق بجان اندر نهان و جان به دل اندر نهان
ای نهان اندر نهان اندر نهان اندر نهان
این چنین رمزی عیان کو،با نشانست ونشان
ای جهان اندر جهان اندر جهان اندر جهان