اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000 <خوش دل از آنم که مرا نام نیست. "نام" نباشد به سر" اوهام" نیست.ه ی چ

هو
...
غیب دیـدن و حـیران شـدن، صـفت
بندگیست. هرچه یافت از ملک حق،گفت که ذره ئی نبود
«و اذا رأیتَ ثمّ رأیتَ نعیماً و ملکاًکبیراً». نیزگفتند
که تو مثل مائی، یعنی تورا حـی قـادر
سمیع بصیر متکلم مرید آفریدم، تورا لباس بقا در پوشیدم، تـا در جـوار مـا نمـیری.
ایـن رمـز «خلـق اللّـه آدم علـی صورته» بین.
چون اتصاف حاصل شد و تخلق تمام
گشت، اسم اعظم بیافت. پس آنگاه در تقلیب اعیان و انشاء
مفردات قادر شود .
عجب مدارکه از عرش تا به ثری بکاف و نون حق موجودست و بدان قایم تـا ابـد؛
اگـر باسـم
اعظم کسی هزارعالم بیافریند، 
هم چون این عالم باسم حق بوده است، 
نه بغـیر قابـل و فاعـل حـق بـود. آن جملـه
متعلق بقدرت قادر قدیم است...

بایزید را یکی پرسیدکه «اسم اعظم کدامست؟» 
گفت: «از دون حق دل فـارغ کـن . آنگـه به هـر نـام کـه خـواهی،برخوان،
که از مشرق بمغرب پری بیک ساعت.» 
مردگفتکه«این عجبست.» گفت «عجب نیست، اگر جولان کنی در اقطار آسمان و زمین بدین نام.
خدایرا بندگان هستند، چون بایستند جائیکه جای نیست، تا بدان حدکـه
هرچه باشد تحت قدم، قدم وی باشد. 
مثال او آیینه است: چون خداوند - جـل جلالـه - خواهـدکـه در خلـق نگـاه
کند، درین بنده نظرکند، خلق را درو بیند، و ازو در خلق نگاه کند »
ابویزیدگویدکه «خداوند - جل اسمه - در عالم بنگریست، ندید معرفت خود را اهلی. ایشانرا مشغول کرد به عبـادت خویش ».
قال: بدین عموم را خواست، جز اهـل خصـوص،کـه اهـل خصـوص معـادن معـارفنـد. و عمـوم اهـل ایمـان و
عبادت عام را استعداد حقایق معرفت نیست درین عالم،که اگر چنین نبودی، تخصص نبوّت و ولایت و ملکیت
کی بودی؟ «یختص برحمته من یشاء». این جای نبوت و ولایت خواهـد. خضـر علیـه السـلام را نگـاهکـن،کـه
چون از میان بندگان بعلم لدنی مخصوص است، و چون گوید ماه انجم افلاک معارف و شمس افلاک کواشف...