اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000

صفا

هُوْ

عیسی منم و معجزه ام این است

هر دل که شنید این سخنم زنده شود...

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿۳۳﴾

و كیست‏ خوشگفتارتر از آن كس كه به سوى حق دعوت نماید ...

نه هر که اصطلاحِ عرفا داند ،عارف، باشد

و نه هر که زهد و عبادت ورزد او را به جمال و جلال ازلی بینایی بُود،

هیهات! قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ جانِ قدسی داند که معنای اسما و صفات او چه بُود...

آنها که به بضاعتِ عقلِ مزخرف وفطنت بتراء و بصیرت حولاء در این

حقایق تصرف می کنند جز کفر و ضلالت و حیرت و خجالت، نقد حاصلِ ایشان نمی بُود

و قومی نفیِ صفات می کنند وذوق انبیا و اولیا به خلاف آن گواهی میدهد خود را فُقها گویند

و قومی اثبات صفات می کنند و لکن مغایرة للذات حق المغایرة و از این جا کفر

محض و شرک لازم می آید

و قومی ذات او را محل حوادث می کنند تَعالى عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبیراً...

و اما،

چون سالک را،از حبسِ هوی،

و چار میخ طبیعت خلاص دهند و دیده ودلِ اورا به نورِ احدیت

از مظهر وحدانیت محکل گردانند،

عزت سِرّ (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ...)

نقاب گشوده با او در میان نهندکه (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید) چه معنی دارد

و جلالت (و َلِلّهِ الْمَشْرِقُ و َالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ )

در خلوتخانهء (كُلُّ شَیْ ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ) با او گویند...

با خدا غیر او محال بُود

در و درگه و پاسبان همه هیچ...

ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ

این جا سالک را را عنایت( یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا )باید که دلیلی کند

و گرنه هلاک شود

یُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ...

چون تو هزار سالک از غم کشتم

کز خون کس آلوده نشد، انگشتم

إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ

چندین هزار سالک در این مقام از راه افتادندو به بیراهه های حلول و اتحاد

و غیرگرفتار شدند...

هر که اندر حجاب جاوید است

مَثلِ او چو بوم و خورشید است

هر چه روی دلت مصّفا تر

زو تجلی تو را مهیّـــا تر...

بتراء:ناقص
حولاء:چپ و لوچ


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
بیست و چهارم دی 96-23:47
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر