اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000

روز درویش


هُوْ

***

رُفقا محبت نموده و پیامِ تبریکِ "روزِ درویش "پُست کرده بودند

 ضمنِ تشکر و" عذرِ تقصیر" که یک به یک پیامِ محبتِ شما جواب ندادم ،

 اما نکته ای را  با شما در میان می گذارم... شاید گشایشی شود...

نه هر که ریش دارد و عبا در بر

رموزِ آیه قرآن چو گوهری داند

هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست

نه هر که مسئله گفت سروری داند

...

نه هرکه خرقه سلمان به تن کرد و برفت

ز اهلِ بیت شد و رهبری داند...


این روزها،

عده ای فاسدِ، فاسق و فاجرِ مدعی شریعت، که در مکر و خدعه ،عمرو بن عاص ومعاویة بن

 ابی‌سفیان را رو سفید کرده اند

با گروهی از مدعیانِ طریقت که خود را درویش می خوانند،

 در گیرند...

نامِ درویشی به خود بنهاده اند

 درپی اغوای خلق ساده اند

داعیانى در كمند نفْس گیر

خویش را بیهوده میخوانند پیر...

اما همچنان که دوستان مستحضرند،

 ما بر این باوریم که درویشانِ واقعی بی خویشانِ بی نام و نشانی اند که 

کاری با این کشمکشها ندارند

 پس، با اعلامِ برائت از این گروه ها ،

 فقط برای هدایتِ شان دعا می کنیم...

درویش اگر درویش باشد" یکِ او از هزار بیش است" فرا خوان و این مسخره بازیها چه 

صیغه ایست،

آنچه بر سرِ شریعت آورند کم نبود که می خواهند طریقت را هم به لجن بکشند...

 به هر روی رفقا غافل نباشید و در این طریقت بازی ها و بازی های حکومتی گرفتار نشوید... 

بفرموده جناب شمس،

درویش را از ترشی خلق چه زیان؟ همه عالم را دریا بگیرد، بط را چه زیان؟

تا توانی در خصم به مهر خوش درنگر، چه به مهر در کسی روی، او را خوش آید،

 اگر چه دشمن باشد زیرا که او را توقع کینه و خشم باشد از تو، چو مهر بیند خوشش آید.

پیش ما کسی یک بار مسلمان نتوان شدن؛ مسلمان می شود و کافر می شود

 و باز مسلمان می شود و هر باری از او چیزی بیرون می آید تا آن وقت که کامل شود.

در کُنج فنا ،گنج بقا درویش است

در کتم عدم ز،هرچه هست اوبیش است

آنسوی عدم ، مگر که حق داند او

عود دلِ خود بر آتشی از خویش است

هرگز تو میازار دلِ درویشی

درویش خدا نیست خ د ا درویش است...


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
چهارم اسفند 96-08:38
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر