اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000 <خوش دل از آنم که مرا نام نیست. "نام" نباشد به سر" اوهام" نیست.ه ی چ

ادامه پُست دیروز (اوتاد)

هُوْ

***

رَبّ أَعُوذُ بِكَ مِن أن أزِلَّ أو أَضِلَّ أو أظلِمَ أو اُظلَمُ أو أجهَلَ أو یُجهَلَ علیَّ...

پروردگاﺭﺍ، به تو پناه می برم از این كه بلغزم یا گم ﺭﺍه شوم یا ستم كنم یا به من

ستم شود، یا نادانی كنم یا با من به نادانی رفتار شود...

دیروز از داستان زلزله نوشتم،

شب زلزله شد،

مردم ترسیدند،

یک عده هم ،که همیشه چند ساعت از عالَمِ طبیعت عقب ترند (علما)توصیه کردند به دعا و...

اما رفیق راهم، اگرفاضلی ، واعظی ،عالمی هر چه هستی،

"شرطِ ادب" بود قبل از زلزله و ترس توصیه میشد به دعا...

حال هم به زبان ساده می نویسم اگر بزرگانِ قوم توبه کنند بلا از این سرزمین برداشته میشود...

حالا که نخ حاضر و سوزن حاضر و دوزنده هم ماهر بیایید همراه ما حروف را به هم بدوزیم،

خیز و رو آور، به توبه بعد از این

نیست راهی بر حقیقت غیراز این

گفتگوی واعظان شک است و ظن

های و هوی اهلِ حق علمُ الیقین

چنگ زن در حلقهء یاران حق

تا بفمهمی ، معنیِ حبل المتین...


اَفَلا یَتُوبُونَ اِلَى الله و یَستَغفِروُنَه و اللهُ غَفُورٌ رَحیم (المائدة)؛ آیا توبه نمى‌كنند و به سوى خدا باز نمى‌گردند

و از او طلب آمرزش نمى‌نمایند.(در حالی که) خداوند آمرزنده مهربان است.


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
ششم دی 96-17:30
نظرات() 

اوتاد

هُوْ

بخشی ازخطبه 86 نهج البلاغه

...قَدْ أَخْلَصَ لِلَّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِینِهِ وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ ...

...(آنکه) خویش را براى خدا خالص کرده و خدا خلوص او را پذیرفته از این رو، او از گنجینه هاى دین خدا است،

و از اوتاد زمینِ اوست...!

اوتاد: جمع وَتَد به معنای میخ است. یعنی کسانی همانند میخِ زمین هستند که زمین را از لرزش ولغزش حفظ می کنند.

به کیش اهل حقیقت کسی که درویش است

به یادِ روی حق مشغول و فارغ از خویش است

رموزِ اوتاد و رندان به شیخِ شهر مگوی

که این منافق دو رو از خدا بد اندیش است

هوای کوی خرابات وآبِ میخانه

به از هوای تهران و آب تجریش است

زکس مرنج و مرنجان ز خود درویش

که این حقیقت وآیین و مذهب و کیش است...

حکایت میخ و لرزش و تهران وتجریش شد یک مطلب جدّی را به شوخی بنویسم ...

دوستان در موردِ داستانِ زلزله التماس دعا داشتند واز این بی چاره، راهِ چاره خواسته بودند...

این داستان،

نقلِ جاییه که همه رو میخ نشسته بودند و می گفتند، آخ!

رهگذری ساده دل که از آنجا عبور میکرد رو به جماعت کرد وگفت،خُب، روی زمین بنشینید، تا راحت شوید...

حالا همه تو تهران، رو گسل تجریش نشستند وکاسه چه کنم در دست، دنبال چاره می گردند،

رفیق به زبانِ ساده بلند شو ،جا تو عوض کن (دور شو)باور کن که خیر، تو این کاره....

از ما گفتن و از شما نشنیدن... (فارغ از شایعه سازی ها و قصه پردازیها)

بشوی دست از این شهر وپند من بنیوش

که یک نکته ازآن زِ دفتری بیش است

هوای کوی خرابات وآبِ میخانه

به از هوای تهران و آب تجریش است...

حق یارتان


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
پنجم دی 96-17:18
نظرات() 

او،را ،شو...

هو
...


او را شو، تا تو را مبارک دارند

قولِ تو چو "یاسین "تبارک دارند

بر خاکِ رهش چو سر نهی، سر داران

از خاکِ درِ تو، تاج و تارک دارند...


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
پنجم دی 96-17:12
نظرات() 

سماع...

هُوْ

***


نوای عندلیب الست برای مرغان ازل خوش باشد
سماع را مباح گفته اند بر عاشق،
و حرام برعامی...
طالب سماع چون ازصدای شهوت بَری و ازصفای عبادت قوی باشد سمیع حاضری می شودکه در حق از حق برحق و باحق باشد...
کلید گنج حقیقت سماع است،
برخی به مقام شنوند 
و برخی بر حال
برخی بر مکاشفه
برخی بر مشاهده
یکی در عتاب و یکی درمآب ویکی در وصال ویکی در جمال...
از ابتدا تا انتهای مقامات را هزار هزار مقام گفته اند
تغیُر و تعبُر عطش و جوع احتراق و انفراد خوف و رجا و عصمت و صفا و عبودیت ربوبیت و..
از ابتدا تا انتهای احوال هم هزار هزار حال است و در هر حال بسیاری اشارات...
شوق و عشق ومِحنت و مُحبت و...
از ابتدا تا انتهای کشف نمود نماد است...


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
چهارم دی 96-17:36
نظرات() 

بی خویش

هُوْ

***



چو آمد روی مه رویم چه باشم من چه باشم من

که من خوش آنگهی باشم که من بی خویشتن باشم

من آنگه خود کسی باشم که در میدانِ حکم او

نه دل باشم نه جان باشم نه سر باشم نه تن باشم


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
چهارم دی 96-17:35
نظرات() 

رسم ه ی چ

هُوْ

***


از جمعِ این جماعت، باید قدم کشیدن


فارغ زجامِ جمشید،جام ازعدم کشیدن


واعظ برو که ما خود از توبه توبه کردیم


درشهرِ "هیچ" رسم است دَم را زِ دَم کشیدن


هو هو نماد حق است در این نوشتهء ما

دستی به دستِ حق ده تا کِی ستم کشیدن..

....

آخر تو را چه گویم چون فهمِ حق نداری...

...



نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
چهارم دی 96-15:06
نظرات() 

انتظار فجرِ صادق(یلدا)

هُوْ
***
تفألی بر مصحفِ شریف در فجرِ صادق و انتظار تولدِ نور(یلدا)

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ...

بگو پناه مى برم به پروردگار سپیده دم، از شرّ تاریكى چون فراگیرد...

پناه بر آنکه راه را باز میکند و تو،را در خویش جای میدهدازدخل و تصرف شَرّگونه

در نیروهای طبیعی و فرا طبیعی ...

کجایند بزرگان و مدعیانِ این قوم، تا بِرَهانند جامعه را،از بلا و جادوی سیاه؟!

(مِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ)

چشمِ خود را بر حقیقت بسته اند

در پناهِ جهلِ خود بنشسته اند...

دیر و دور نباشد که شب پره ها در بارقه هایی از نور رسوا شوند...

وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ ...و حضرت حق نورش را کامل خواهد کرد...

عنکبوتِ جهل ،

رشتهء اَمَلِ این بی عملان را تنیده

و بنایشان بر ریگ روان است

عجیب است احوال گرفتاران بر کرسی دار

و دلبستگان جهان بی اعتبارو ناپایدار...


و سلام برآنکه از هدایت پیروی کند...



نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
یکم دی 96-22:34
نظرات() 

بند

هُوْ
***


بنده گر بندِ تو شد آزاد است خانه ویرانِ تو شد آباد است

ای حرم کوی تو خانهء ویران دل

داغ تواین هیچ را ساحت ایوان دل

ناز و نیازم اگر، محرمِ رازم اگر

با که بگویم دگر قصهء پنهان دل...


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
یکم دی 96-22:32
نظرات()