اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000 <خوش دل از آنم که مرا نام نیست. "نام" نباشد به سر" اوهام" نیست.ه ی چ

نقطه...

بدان ای عاقل فاضل، وَ اِی قابلِ مقبل که: نقطه سه گونه است اسودیه و ابیضیه و احمریه...

اسودیه اشارت است به ذات ...

ابیضیه به صفات...

واحمریه به خلق و همچنین اشارت است به سمع و بصر و نطق 

و روح الله و روح القدس و روح الامین 

و نفس واحده ،واخذه،واجده 

و به الهیت و نبوت و ولایت 

و به آدم و حوا و اولاد...

و نقطهء اصلی یکی ست و اینها که گفته شد مراتب اویند و محلِ ظهور نورِ حضورِ وی...

 و اوست که به صنوفِ حروف در می آید از برای کشوف...

اول مظهر او در حرف الف است...

الف را چهار حد است،آن اول است و آخر و ظاهر وباطن

و چهار رکن است، شکل و مثال وصورت و هیأت؛

و چهار مظهر دارد تراب ، ماء،ریح، نار

و این را عناصر خوانند و آن را نواظر 

و چهار جوهر در باطن عناصر نهاده اندکه آن روح است و نفس ،عقل و قلب...

و چهار مُلک در باطن نواظر نهاده اند و آن فردیت است وصمدیت و تنزیه و تقدیس...

و چهار حجاب بر نواظر نهاده اندو آن حرص است بخل و امل و کبر 

هرگه اینها به کنار روندآنها در میان آیند از الف آنچه پیداست شکل خوانند

 و مناسبت اول و آخر و ظاهر و باطن راصورت گویند

 وآن که این الف بدان الف می ماند رامثال خوانند و اول الف را مطلع و آخرش را حد خوانندو...


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
بیست و چهارم بهمن 96-17:10
نظرات()