اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

222 *** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000 خوش دل از آنم که مرا نام نیست نام نباشد به سر اوهام نیست... ه ی چ

جمعیت بی تفرقه...

هُوْ

...

اى درویش! اگر شبى سرت درد بگیرد آن درد را به سر و چشم خدمت كن كه دردِ سرى،

كه او دهد سَرسرى نبُوَد ...


وگفت: اگر به تقدیر، تو را بلایی دادم مرا شکر کن ...

به آن مصیبت منگر ،

به آن نگر كه ،آن روز كه ارزاق قسمت مى كردم تو در یادِ ما بودى...

وگفت:پرده دو است، یكى برداشته ام و هرگز مبادا كه فروگذارم، و یكى فروگذاشته ام و هرگز مبادا كه بردارم...


سرو جانم فدای آنکه که،

"هو" گفته و گوى طرب در میدان طلب انداخته،

تیغ قهر از نیام رجولیّت آهخته ، با دوست از میان جان ساخته، بر نطع عشق مهره دل بباخته، شستِ طلب در دریاى دولت انداخته، خان ومان بشریّت به

جملگى برانداخته و از همه به "ه ی چ "پرداخته...

درویش را نه بر پشت بارى، نه با كس شمارى، نه بر دل بازارى و نه در سینه آزارى، نه با هیچ مخلوق كارى فهو مجرّد باللهّ ، والخلف عند الله...

ای رفیق در این را ه ،جگر سوخته می خواهند و دلِ با درد،

قدم با صدق و جان با عشق و جمعیت بی تفرقه و...

اگر چنین نقدی داری، کار کارِ توست و روز نوروزت..

آری اول بلایی که به تو روی آورد بلای هستیِ توست، این هستی را جمع کن و به دست سلطان توحید بازده که طالبِ پراکنده و متفرق را به جز توحید جمع نکند...

که فرمود:

التّوحید افراد القدم عن الحدث. توحید صرّافى كردن است نفایه حدث بینداختن، و سره قدم برداشتن.

آن یكى گفت: توحید و موحّد و واحد، این ثالث ثلاثه بود. همه عالم دربند آن اند تا یكى بدهند و دو بستانند،

امّا اهل هیچستان دربند آن اند كه همه بدهند و یكى بستانند و آن هم ه ی چ.



نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
بیست و نهم شهریور 98-11:59
نظرات() 







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic