اسمِ اسم است این که می گوییم هو *طالب اویی تو، هم هویی بگو* دوستان برای مرتبط شدن با آدرسهای دیگر ما(نون.شین)رادر گوگل سرچ کنید حق یارتان ه ی چ
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

222 *** ... ** ** ***
*** آ. ** مترجم *********** لا یعرف الحق الا بالحق» (حق را جز به حق نمی‌توان شناخت) ملاک تــــحقیق ، حـــــقیقت است نه شخـــصیت! حــــق را به شخص نباید سنجید، بلکه شخص را باید به حـــــق سنجید!

ابزار ساخت متن های متحرک

***** یک وجود است وجهانی آینه "هیچ" و "هو" بنگر تو در یک آینه (هیچ همدانی)

ابزار ساخت متن های متحرک

*****
!-- Music player by www.1abzar.com ---> ****************** *** < حق پرستیم و مدد از راه دیگر می رسد آبِرو بر کُفر ما از آبِ کوثر می رسد... ... 000 خوش دل از آنم که مرا نام نیست نام نباشد به سر اوهام نیست... ه ی چ

به یاد آر...

هُوْ

ای مدعی به یاد آر،

کردارِ خضررا به حق،

و اعتراضِ موسی را به حق(لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً إِمْراً)

یکی متصرف بود یکی مصرّف

مشرب این دیگر بود و مشرب آن دیگر

مقام این دیگر و مقام آن دیگر!!!

یکی را تورات مزین به اوامر نواهی فرستاند

یکی را لوح محفوظ و احکام غیبی پیش نهادند

موسی از امر خبر می داد

و خضر از حکم نشان،

میان ایشان صحبت درست نیامد زیرا ارباب رسوم

با ارباب کشوف تابِ صحبت ندارند!!!

باز به یاد آر نَقلِ مصحف را( إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْراً)

موسی، خضررا نشناخت مصاحبت خواست

خضر، موسی را شناخت و گفت تو هرگز نمى‌توانى بر همراهى من صبر كنى!!

حال ای رفیق مأمور دیگر است ومحکوم دیگر

همه حجتها از عام امر خیزد همه عذر ها از عالم حکم،



آنکه با وی فضل خواهند کرد امر را در حق وی زبان بندند و حکم را در کار آرند

وآنکه با وی عدل خواهند حکم را در حق او زبان بندند و امر در سخن آرند...


اینکه حدیث رحمت میشنوی جز آن نیست که او لشکر سلطان حکم خود را دستور دهد

وآنکه حدیث عقوبت میشنوی جز آن نیست که او لشکر امر را بر گمارد

به یاد آر( أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ)

خواست آدم بر کشد حکم خود را به سخن آورد و

و خواست ابلیس روی سیاه کند امر خود را گویا کرد

خلاصه اینکه:

مقصود از این طوالع وعبارات و لوامع و اشارات اینست که آدمی مشتی خاک است و

ورای آن،

همه لطفِ آن لطیف است.

او تو را عطا به کَرَم داد،نه به استحقاق،

به جود داد نه به سجود،

به فضل داد نه به عقل،به خدایی خود داد نه به کد خدایی تو.

پس بیندیش.

حق


نوشته شده توسط :نون. شین ه ی چ
یازدهم اردیبهشت 99-01:58
نظرات() 







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات